تبلیغات


کلاسهای
 
بازیگری
 
به زودی 
  

جستجو در سایت

جستجو

آخرین مقالات

تئاتر خیابانی یا بیرونی

ادامه مطلب


چرا تئاتر کاربردی؟

ادامه مطلب


تأتر «پلِی بَک»

ادامه مطلب


تئاتر برای آموزش بهداشت

ادامه مطلب


تئاتر ِموزه

ادامه مطلب


تئاتر خاطره

ادامه مطلب


نمایش خلاق

ادامه مطلب


تئاتر آموزشی

ادامه مطلب


آیین ها و مراسم سنتی و قدیمی

ادامه مطلب


نمایشنامه زندگی گالیله ...

ادامه مطلب

کلمات کلیدی



آمار سایت


هاست
RSS خروجی

آمار سایت

تأتر «پلِی بَک»


گونه های تئاتر کاربردی

بخش چهارم

علی ظفرقهرمانی نژاد

تئاتر «پلی بک» یکی از ابزارهای تئاتر کاربردی در فرم بداهه است که در آن تماشاگران یا اعضای گروه قصه هایی از زندگی خود را بازگو می کنند و بلافاصله شاهد اجرای آن می شوند.

این نوع تئاتر محصول همکاری خاصی میان اجراگران و تماشاگران است. فردی قصه یا لحظه ای از زندگی اش را بازگو می کند، بازیگرانی را برای ایفای نقشهای مختلف برمی گزیند، سپس می بیند که این افراد قصه را فوراً بازآفرینی کرده، به آن شکل و انسجام هنری می دهند.

تئاتر «پلی بک» فضایی آیینی به وجود می آورد که در آن می توان هر قصه ای را  اعم از عادی، حیرت آور، پنهان یا پیچیده بیان کرد و بلافاصله به تئاتر بدل نمود. در این فضا بر فردیت هر کس تأکید می شود و در عین حال افراد به عنوان اجتماعی مردمی روابط خود را با هم شکل می دهند و تحکیم می بخشند.

نخستین گروه تئاتر «پلی بک» در سال ۱۹۷۵ توسط جاناتان فاکس شکل گرفت که خود نقش کارگردان آن را برعهده داشت و از همکاری جو سالاس نیز بهره می جست. این اتفاق در شمال نیویورک و به عنوان بخشی از کاوشهای تئاتر تجربی دهه ۷۰ میلادی روی داد که هدف آن جُستن راههای تماس با مخاطب، نزدیک تر کردن تئاتر به واقعیت روزمره و گسستن از سنت تئاتر مکتوب بود. فاکس متأثر از تئاتر بداهه، سنت قصه گویی شفاهی، اسلوب درام درمانی جیکاب مورنو و آثار پائولو فریره بود. سالاس نیز موسیقیدان و کنشگری دوره دیده بود. هر دو داوطلب خدمت در کشورهای در حال توسعه بودند؛ فاکس داوطلب سپاه صلح در نپال، و سالاس داوطلب خدمات خارجی نیوزیلند در کشور مالزی بود. گروه فاکس و سالاس ضمن اینکه فرم تئاتر «پلی بک» را پی ریزی می کرد، آن را به مدارس، زندانها، مراکز سالمندان، همایشها و جشنواره ها می برد تا بلکه افرادی از همه اقشار جامعه را ترغیب کند تا قصه خود را به گوش دیگران برسانند. آنان همچنین هر ماه برای عموم مردم نیز اجرا داشتند. از آن زمان تا کنون تئاتر «پلی بک» توسط گروهها و کُنشگران بیش از ۳۰ کشور در جهان گسترش یافته است. این نوع تئاتر در رویدادگاههای مختلف به اجرا درمی آید؛ هم تئاتری است برای اجتماعات و هم خدمتی است حرفه ای به بخش تجاری و اجتماعی.

عوامل مؤثر در شکل گیری این نوع تئاتر عبارت اند از:

- تئاتر و آیین ویژه اجتماعات:     جاناتان فاکس در نپال زیسته بود و تئاتر و آیین اجتماعی را که ریشه عمیق در ریتمهای زندگی روزانه دارند تجربه کرده بود.

- سنت شفاهی قصه گویی:         آن جا که مردم گردهم می آیند تا قصه های قدیمی را بشنوند و با هم درمیان بگذارند – دنیای اسطوره ها و افسانه ها و قصه های بومی.

- تئاتر درمانی:             با وجود تمایز در شکل و تجربه، ارزشهای مشترک زیادی در تئاتر «پلی بک» و تئاتر درمانی وجود دارد. مثلاً: خودانگیختگی و رهاسازی انرژی خلاق؛  اشتمال –  اینکه هر فرد از جایگاهی در جمع برخوردار است.

ریتم یک اجرا

اجرای یک تئاتر «پلی بک» بدون متن است اما ریتم و ترتیب خاصی دارد. کسی که هدایتگر اجراست، میزبان و تسهیلگر این فرایند محسوب می شود. پس از معرفی و گرم کردن، کسی داوطلب نقل یک قصه می شود. قصه او می تواند مربوط به لحظه ای کوتاه یا رویدادی طولانی تر باشد و یا مربوط به حال، گذشته یا آینده باشد. می تواند در مورد یک زمان بسیار خاص یا چیزی باشد که هر روز اتفاق می افتد. طی اجرا سه، چهار یا پنج نفر، شاید هم بیشتر، جلو جمع می آیند و قصه خود را به همان روش بیان می کنند. اواخر اجرا، هدایتگر می تواند در مورد این فرایند همه را به تأمل دعوت کند و گروه نیز نوعی پایان مناسب برای این رویداد خلق می کند.

رشته موضوع

گاه یک اجرای «پلی بک» با موضوع مشخصی آغاز می شود و قصه های پیشنهادی رشته این آغاز را دنبال می کنند. گاه موضوعی برای شروع وجود ندارد و دغدغه ها و علاقه مندیهای اجتماع، خود را از طریق ویژگیهای ژرف تر قصه ها هویدا می کند. این امر همیشه آشکار نیست، اما هدایتگر ماهر می تواند در پایان اجرا آن را به آگاهی همه برساند.

ترتیب قصه

جوهر یک اجرای «پلی بک»، به اشتراک گذاشتن قصه هاست. یک نقال، یا کسی که داوطلب نقل قصه ای می شود، جایگاه تماشاگران را ترک می کند تا روی صحنه بر صندلی نقال تکیه زند. قصه از این مکان و با حمایت هدایتگر نقل می شود.

- طی گفت و گو با نقال، وی بازیگرانی را برای اجرای نقشهای قصه انتخاب می کند. بازیگران منتخب از جای خود بلند می شوند. پس از نقل قصه، هدایتگر می گوید: «با هم می بینیم!»

- اجراگران این جمله را نشانه ای برای آغاز اجرای خود می گیرند. آنان می توانند از موسیقی برای ایجاد حال و هوا استفاده کنند. همچنین می توانند از جعبه و صندلی برای تعیین حدود فضای اجرا بهره بگیرند.

- حین اجرا، بازیگران و آهنگساز به صورت خودانگیخته قصه را یک بار بداهه پردازی می کنند و این امر می تواند به فرمهای مختلف هنری انجام گیرد تا بلکه به جوهر اصلی قصه دست یابند و آن را عرضه کنند. در پایان اجرا، بازیگران برای تأیید گرفتن، رو به سوی نقال می کنند.

- سپس نقال پایان کار را رقم می زند – این بخش در صورت نیاز فرصتی است برای گفتن چیزی بیشتر. گاهی لازم به گفتن چیز دیگری نیست و یا شاید چند کلمه ای کفایت کند. گاه نقال فرصتی می یابد تا صحنه را تصحیحی کند یا تغییری دهد و بازیگران نیز بالطبع دوباره آن را بازی می کنند. هدایتگر از نقال تشکر می کند و او سرجایش برمی گردد.  سپس فردی دیگر دعوت می شود تا قصه بعدی را نقل کند، و کار به همین منوال ادامه می یابد.

 از نظر تماشاگران، اجراگران توانا از استعداد خارق العاده ای برخوردارند زیرا اجراهای خود را بدون متن خلق می کنند. طبق تجربه های اولین گروه، اغلب گروهها پیش از شروع قصه با همدیگر هیچ نوع مشورت و هماهنگی انجام نمی دهند. در عوض به دریافت مشترکی از قصه ای که شنیده اند اعتماد می کنند و آماده اند تا به اشارات هم پاسخ گویند.

قواعد ساده ی ترتیب فوق، بخشی از آیینی را شکل می دهد که وجه اساسی تئاتر «پلی بک» به شمار می آید.

آیین

وجه آیینی تئاتر «پلی بک» ظرف مهمی برای کل این تجربه فراهم می آورد. آیین چارچوب و تعریفی برای این فرایند ایجاد می کند که از خلال آن چیزهای پیش بینی نشده و حیرت آور بروز پیدا می کند. وقتی آیین توسط هدایتگر و اجراگران به خوبی برگزار شود، به طور ناخودآگاه حسی از امنیت در میان تماشاگران ایجاد می کند. آنان در چنین حال و هوایی از ژرف ترین قصه های شخصی همچون معمولی ترین قصه ها استقبال و تمجید خواند کرد.

بُعد هنری

قصه می تواند به صورت صحنه ای ناتورالیستی، از طریق حرکات و اصوات انتزاعی، به صورت رقص، با عروسک و آواز (یا با ترکیبی از این فرمها) اجرا شود. وقتی با ذوق ورزی هنری به قلب قصه دست یافتیم، تأثیری ژرف و سطح دیگری از دگرگونی و التیام حاصل می شود. اگر این فرایند را به عنوان یک خلاقیت جمعی خودانگیخته ببینیم، متوجه تجربه ژرف تری از انسانیت و قابلیت جمعی مان خواهیم شد.

تعامل اجتماعی

تئاتر «پلی بک» در کنار دو اصل بنیادین آیین و هنر، به تعامل اجتماعی نیز توجه نشان می دهد. واکنش آیینی و هنری تنها هنگامی معنادار می شود که آگاهی مناسبی از کل تجربه گروهی وجود داشته باشد. این فرم تئاتری به طور مستقیم در خدمت رابطه، تعامل و درک التیام بخش میان مردم است. این امر ارزش زیربنایی دارد، بنابراین هدایتگر به شکل مستقیم و با احترام و صمیمیتی انسانی با تماشاگران تعامل می کند و نسبت به زمینه اجتماعی بزرگتری که تئاتر «پلی بک» در آن روی می دهد حساسیت نشان می دهد. ما با گوش سپردن به قصه های شخصی، به عنوان اجتماعی مردمی به شبکه ژرف تری از قصه پی می بریم و آن را می سازیم، از این رو تن به تجربه ای جمعی و عام شمول می دهیم. تغییر و تحول اجتماعی اینجا آغاز می شود زیرا ما با صداهای فردی و تحت تأثیر این صداها، فضایی برای قصه های اجتماع خود می سازیم.

بازیگر «پلی بک»

زیربنای تجربه تئاتر «پلی بک» اصالت خودانگیختگی آنی است. مفهوم «بازیگر – شهروند» بخش مهمی از دنیای «پلی بک» محسوب می شود – اینکه هر کس ظرفیت طبیعی تئاتر «پلی بک» را به شکلی رضایت بخش داراست. تئاتر «پلی بک» بازیگران را به گوش دادن وامی دارد، نیروی کشف و الهام را در آنان برمی انگیزد، باعث می شود به هم اعتماد کنند و از هم حمایت نمایند، و دانستگی و تجربه فردی و ذاتی خود را بروز دهند. بنابراین در آموزش تئاتر «پلی بک» علاوه بر مهارتهای تئاتری لازم است آگاهی فردی و خودشناسی بیشتری ایجاد شود. اجراگران «پلی بک» از پیشزمینه های متفاوت و متعددی می آیند – مددکاران اجتماعی، مدیران وآموزشگران. برخی بازیگر حرفه ای هستند، بسیاری دیگر هنرمندان خلاق، مربی و درمانگرند.

گروه «پلی بک»

روال معمول این است که یک گروه طی یک بازه زمانی، شاید هفته ای یک بار، و پیش از اجرای عموم با هم تمرین کنند. بسیاری از گروهها متعهد می شوند که به طور منظم، ماهانه یا دوماهانه، برای اجتماع خود اجرایی عمومی داشته باشند. وقتی گروه تبحر بیشتری پیدا کند، اجراهایی با مأموریتهای خاص عرضه خواهد کرد. این پدیده جالبی است که اعضای گروههای «پلی بک» میل دارند سالها در یک گروه بمانند بی آنکه در ازای وقت گذاشتن و خدمت کردن اجر و پاداش چندانی بخواهند. می توان گفت ارزشها و کارکرد تئاتر «پلی بک»  – یعنی قرارگیری این تئاتر در خدمت مستقیم اجتماع – چیزی فراتر از یک اُجرت نصیب اعضای گروه می کند. اما سرمایه اشتراک تجربه طی یک دوره زمانی نوعی خلاقیت هنری بوجود می آورد که می تواند فوق العاده باشد.

تفاوت زمینه ها و تماشاگران

نرمش پذیری فرم «پلی بک» نسبت به نیازهای گروههای خاص حساسیت بالایی ایجاد می کند. به این نمونه ها توجه کنید.

۱- تغییر و کنش اجتماعی: تئاتر «پلی بک» جدلگاهی برای تبادل تجربه ها فراهم می آورد تا به مواردی چون عواقب طوفان کاترینا؛ کشمکش و مصالحه نژادی؛ زندانیان زن و مرد؛ مهاجران، پناهندگان و اجتماعات میزبان آنان و تجلیل از حقوق بشر بپردازد. در افغانستان پروژه ای در حال اجراست که به قربانیان خشونت می آموزد قصه همدیگر را در شرایط گذار به عدالت اجرا نمایند. گروهی در نواحی شمال استرالیا به عنوان بخشی از برنامه تقویت عزت نفس و بهبود یافتن از سوء مصرف مواد، برای اجتماعات بومی نمایش اجرا می کند؛ در سال ۲۰۱۱ طی پروژه ای در شهر ملبورن، جوانان آموختند که قصه تجربه های جوانان پناهنده را در بستر تعامل با پلیس اجرا کنند و در عین حال قصه تجربه های پلیس را در بستر تعامل با جوانان پناهنده به نمایش بگذارند. هدف از این کار تقویت درک متقابل میان این دو گروه بود؛ در فلسطین برای کمک به رفع معضلات داخلی و خارجی تئاتر «پلی بک» به اجرا در می آید؛ در آرژانتین به کمک «پلی بک» حافظه جمعی را در مورد تاریخ اجتماعی / سیاسی شان احیاء می کنند.

۲- محیطهای کاری و سازمانی: از اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی تا کنون تئاتر «پلی بک» و تکنیکهای مرتبط با آن به تدریج در محل کار به عنوان ابزاری مؤثر برای آموزش موضوعاتی چون مهارتهای مدیریت و ارتباط مورد استفاده قرار می گیرد. در برخی موارد، مشارکت کنندگان رویدادهایی را شرح می دهند که در محل کار به وقوع پیوسته اند و غالباً موجب کشمکش یا احساسات متفاوت شده اند. بازیگران «پلی بک» به رویدادهای نقل شده «واکنش» نشان می دهند و تسهیلگر بحث مربوط به این واکنش را مدیریت می کند و از این طریق بسیاری از مشارکت کنندگان نتایج آموزشی ارزشمندی را بیان می کنند. اجرا در محل کار می تواند از قصه های خارج از محیط کار نیز استقبال کند. در سویس تماشاگرانی که مهندس و حسابدار بودند از طریق تئاتر «پلی بک» قصه هایی به اشتراک گذاشتند که به تجدید ساختار سازمانی می پرداخت؛ تماشاگرانی که کارکنان اداره پست در واشینگتن دی سی بودند، به معضل مازاد بودن افرادشان در این اداره پرداختند.

۳- آموزشگری: کنشگران «پلی بک» با این روش در مدارس به مطالب درسی و تربیتی می پردازند. دانش آموزان قصه هایی در مورد شخصیتهای دروس ادبیات یا مطالعات اجتماعی نقل می کنند و آن را به اجرا در می آورند؛ برای سواد آموزی، قصه هایی را از زندگی خودشان می گویند و ترغیب می شوند آنها را بنویسند؛ برای پرداختن به معضلات تربیتی – اجتماعی نظیر زورگویی، قصه هایی از تجربه های خود در رابطه با زورگویی نقل می کنند و راههایی برای ایجاد یک محیط آموزشی محترمانه و امن را می جویند. هم معلمان کلاس و هم اجراگران یا هدایتگران مدعو از «پلی بک» در مدارس استفاده می کنند. دانش آموزان مدرسه ای در آلاسکا از تئاتر «پلی بک» استفاده کردند تا به بررسی اندوه ناشی از فوت همکلاسی خود بپردازند؛ نوجوانان هنگ کنگی از اجرای «پلی بک» به عنوان بخشی از برنامه خدمات اجتماعی خود بهره گرفتند.

۴- درمانگری: گرچه تئاتر «پلی بک» عمدتاً روشی درمانی نیست اما درمانگرانی که تئاتر «پلی بک» آموخته اند، می توانند آن را با کار خود وفق دهند. مراجعان می توانند از طریق نقل قصه های خود و مشارکت در اجرای قصه های دیگران به بینش، تزکیه، ارتباط و خودبیانگری دست یابند.  روان درمانگران از تئاتر «پلی بک» به عنوان ابزاری کمکی در کارگروههای خود بهره می برند. در بخش روانپزشکی بیمارستانی در شیکاگو گروهی از بیماران شیزوفرنی و نیز بیماران سرپایی جلساتی را به طور منظم گرد هم آمدند تا برای هم تئاتر «پلی بک» اجرا کنند. آنان قصه هایی درمورد نحوه دست و پنجه نرم کردن با زندگی روزانه خویش نقل کردند.

۵- رویدادهای اجتماعی: تئاتر «پلی بک» در شهر سیدنی بخشی از یک مراسم عروسی شد؛ در لندن در یک شب یادبود به اجرا در آمد؛ در ژاپن گروهی هر ماه تئاتر «پلی بک» را برای معلولین ذهنی و خانواده و دوستان آنان اجرا می کرد.

۶- اجراهای عمومی: تئاتر «پلی بک» در سراسر دنیا در سالنهای تئاتر و هنرکده ها برای عموم مردم اجرا می شود. تئاتر «پلی بک» را عموماً به تئاتر همسایه ها می شناسند. شما در بدو ورود به سالن خود را غریبه می دانید، اما در اواخر اجرا حسی از سرزندگی و راحت بودن با مردم اطراف خود خواهید داشت.

فراشخصی شدن

می توان گفت تئاتر «پلی بک» فرمی از تئاتر شفا بخش و حتی مقدس است که فرصتی معنوی برای ورود به تجربه ای فراهم می کند که جمعی از مردم به اشتراک می گذارند. اما در عین حال، این نوع تئاتر ریشه در زندگی و قصه های روزانه نیز دارد، آنجا که اجرای خودانگیخته تجربه شخصی، ضمن احترام به شأن، وجهه نمایشی و عام شمول بودن قصه های مردم، میان ایشان ارتباط ایجاد می کند.

کتابهای مربوط به تئاتر «پلی بک»

در مورد تئاتر «پلی بک» کتابها و پایان نامه های بسیاری نوشته شده است. اما از این میان سه کتاب اساسی اند:

۱- بداهه سازی زندگی واقعی: قصه ای شخصی در باب تئاترِ «پلی بک»، نوشته جو سالاس، ۱۹۹۳

۲- نمایشهای مددیار: خودانگیختگی، سنت تعهد در تئاتر غیرمکتوب، نوشته جاناتان فاکس، ۱۹۸۶٫

۳- گردآمدن صداها: مقالاتی در باب تئاتر «پلی بک»، ویراست جاناتان فاکس و هانریش دابر، ۱۹۹۹ (به انگلیسی و آلمانی)




تصویری از گرامیداشت پانزدهمین سالگرد تاسیس 
گروه تئاتر جوان میبد و اختتامیه نمایش سی مرغ ، سیمرغ
(آبان ماه 1391)




تصویری از آخرین روز حضور کوروش زارعی در کارگاه نمایش گروه ( شهریور ماه 1392 )



ورود به سایت


خوش آمدید,
مهمان

ثبت نامثبت نام
فراموش کردن کلمه عبور؟فراموش کردن کلمه عبور؟

نام کاربری:
کلمه عبور:
تصویر امنیتی:تصویر امنیتی
کد تصویر امنیتی را وارد نمایید :

نظر سنجی

عملکرد گروه تئاتر جوان در شهرستان میبد چگونه بوده است ؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف


نتایج
نظرسنجی

رای ها: 590
نظرات: 107

پوسترها